آقا بالا سر!
- مواظب رانندگيت باش اين قدر به اين راديو ور نرو، حواست به جلو باشه، اون موتوريه رو مواظب باش، اين قدر تند نرو چه خبرته؟... تو آخرش منو به کشتن ميدي وهنوز چله ام رو نگرفته ميري يک زن ديگه مي گيري . يکي ازهمکارام همين جوري شد. تو تصادف کشته شد شوهرش که سالم مونده بود هنوز چهلمش تموم نشده، دنبال زن مي گشت.
- اين از نوادر روزگاره خانم عزيز. قبول نداري شب جمعه اي يک سر برو قبرستون ببين رو قبر هر مردي يه زن نشسته که دهمين، سي امين و شايد هم پنجاهمين سالگرد درگذشت شوهرش رو به سوگ نشسته. شما مطمئن باش تا پنجاهمين سالگرد منو برگزار نکني نمي ميري.
- سوپ را اين جوري هورت نکش، قاشق را که تودهنت مي بري چرا انقدر صدا میده. هورت که مي کشي يک عالمه هوا وارد معده ات مي کني و اين باعث مريضيت ميشه و از اون گذشته حالم رو به هم مي زني .باز هم که شيريني خامه اي مي خوري .اينا از زهر مار کبري برات بدتره، با اين کلسترول بالا مي خواي خودت رو به کشتن بدي . جلوي اون شکم واموندهات رو بگير نميبيني چقدر اومده جلو.هر وقت که وارد خونه مي شي قبل از اينکه خودت رو ببينم شکمت رو مي بينم .هفته پيش خونه مامانم اينا داشتي شکمت رو مي خاروندي، داداشم که داشت از خنده ريسه ميرفت، يواشکي به من گفت:"پروين نگاه کن ،سعيد داره تنبک مي زنه ."
من خيلي خجالت کشيدم. چرا اين جوري راه ميري اون پاتو اين جوري نکش رو زمين. چهل سالته هنوز راه رفتن درست رو ياد نگرفتي. تو عمدا اين کارها رو مي کني مي خواي لج منو در بياري .
- اينقدر به رفتار من گير، نده خانم، بذار زندگي کنيم.
- يه تماس بدون پاسخ داشتي ببينم اين ثريا کيه به تو زنگ زده؟
- اون همکارمه .ناراحت نباش خانم جون ، اين آقاي ثريا ،روزانه پنجاه گرم رنگ و روغن خرج سبيل هاي کلفت و پرپشتش ميکنه قبول نداري شماره اش رو بگير باهاش صحبت کن.
- فاميلي قحط بوده که اسم يه زن را به عنوان فاميلي انتخاب کردند؟
- من وکيل و وصي مردم نيستم، خانم محترم.
- همه زندگيت شده اين مرغ عشق هاي لعنتي .اگه اينقدر که اينارو تر و خشک مي کني به خونه و زندگيت مي رسيدي ،روز و حالمون خيلي بهتر از اين بود.
- اين از نوادر روزگاره خانم عزيز. قبول نداري شب جمعه اي يک سر برو قبرستون ببين رو قبر هر مردي يه زن نشسته که دهمين، سي امين و شايد هم پنجاهمين سالگرد درگذشت شوهرش رو به سوگ نشسته. شما مطمئن باش تا پنجاهمين سالگرد منو برگزار نکني نمي ميري.
- سوپ را اين جوري هورت نکش، قاشق را که تودهنت مي بري چرا انقدر صدا میده. هورت که مي کشي يک عالمه هوا وارد معده ات مي کني و اين باعث مريضيت ميشه و از اون گذشته حالم رو به هم مي زني .باز هم که شيريني خامه اي مي خوري .اينا از زهر مار کبري برات بدتره، با اين کلسترول بالا مي خواي خودت رو به کشتن بدي . جلوي اون شکم واموندهات رو بگير نميبيني چقدر اومده جلو.هر وقت که وارد خونه مي شي قبل از اينکه خودت رو ببينم شکمت رو مي بينم .هفته پيش خونه مامانم اينا داشتي شکمت رو مي خاروندي، داداشم که داشت از خنده ريسه ميرفت، يواشکي به من گفت:"پروين نگاه کن ،سعيد داره تنبک مي زنه ."
من خيلي خجالت کشيدم. چرا اين جوري راه ميري اون پاتو اين جوري نکش رو زمين. چهل سالته هنوز راه رفتن درست رو ياد نگرفتي. تو عمدا اين کارها رو مي کني مي خواي لج منو در بياري .
- اينقدر به رفتار من گير، نده خانم، بذار زندگي کنيم.
- يه تماس بدون پاسخ داشتي ببينم اين ثريا کيه به تو زنگ زده؟
- اون همکارمه .ناراحت نباش خانم جون ، اين آقاي ثريا ،روزانه پنجاه گرم رنگ و روغن خرج سبيل هاي کلفت و پرپشتش ميکنه قبول نداري شماره اش رو بگير باهاش صحبت کن.
- فاميلي قحط بوده که اسم يه زن را به عنوان فاميلي انتخاب کردند؟
- من وکيل و وصي مردم نيستم، خانم محترم.
- همه زندگيت شده اين مرغ عشق هاي لعنتي .اگه اينقدر که اينارو تر و خشک مي کني به خونه و زندگيت مي رسيدي ،روز و حالمون خيلي بهتر از اين بود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 16:51 توسط زهرا ( عاشقانه های قلم و کاغذ )
|