تیلیک ... تیلیک
آروم آروم ، تیلیک تیلیک..این صدای پاهای توست که داره توی من پخش میشه.این درسته، ولوم رو ببر بالاتر...یک دیگه ...یه کوچولو.. خوبه...اوهوووی میگم خوبه دیگه !ببین دیگه بازی در نیار،تند بری من بهت نمی رسم .آره دیگه، اینجوریه... یا همیشه اینقدر تند میری که ازت عقب می مونم یا اینقدر آروم که حوصله م سر میره ، حد وسط نداری دیگه .کتونی پوشیدی ؟!کتونی ! هه! فکر کردی من نمی فهمم؟ ردِ پاهات الان رو صورتمه ،از هر زوایه ای که نگاه کنی دیگه هر خری می فهمه که کتونی پوشیدی .خب!الان می فهمم که داری خودتو می زنی به اون راه .تیلیک تیلیک...دیگه واقعا احمقانه ست ! آخه کی صدای پاهاش اینجوریه ؟ الان میگی : ببین مای فِرِند ! دیگه من یکم با اون دیگرونی که خودت میگی فرق دارم هانی !اَاَی اینجوری نگو هانی ها! یاد اون دختره میفتم که سرِ کلاس زبانِ زمستونِ پارسال، بعدِ هر دو کلمه یه هانی می چسبوند تهِش، به قولِ خودش محضِ خوشگلی !میدونم تو خوبی ! حال میده ها! آدامسمو نگاه کن، ببین ببین داره چجوری باد میشه...هاها الان تو روی آدامسمی و الان دیگه همه چی دست منه! میتونم با یه حرکت سریع بترکونمش و تو پرت شی از صورتم، یا هم که آروم قورتت بدم ، اون وقت شاید اینجوری بتونم هضمت کنم، آخه می دونی که از سنگ بدتری مگه میشه جویدت؟! فقط باید یهو قورتت داد،ولی من کلیه هامو دوست دارم.حالا تصمیم با خودته،میتونی پرت شی بری هر اونجایی که عشقت میکشه، می تونی هم یه جاهایی توی من واسه خودت خونه کنی و البته ادامه ی ماجرا...چی میگی ؟ اَاَی بابا بلندتر حرف بزن ببینم، هرچقدر هم صدات پایین باشه نمیدونم چرا این تیلیک تیلیکت رو اعصابمه ... آهان یه چیزایی دارم میشنوم ...تو ... خب ؟...باشم ... خب ؟ ... جا ... آَه یعنی تو یه گفتار درمانی حسابی باید انجام بدی ها، اووه یِس ! آؤ یو بیزی ؟ اوه مای گاد!پیتیـــــــــکو...ببین صداهای منم فرق میکنه ...منم با اون دیگرونی که خودت میگی فرق دارم ... این صدای ترکیدن آدامس بودها.دارم با تو حرف میزنم، باز کجا رفتی ؟ اوهوی کوشی ؟؟تیلیک ...تیلیک باشه ...قبول... خودت گفتی آخه تیلیک تیلیک خودت که پیدات نیست ولی فکر کنم کفشات رو یه جاهایی از من جا گذاشتی ...تیلیک تیلیک ....