ای با من و پنهان زمن از دل
دختری که به هیچ کسی فکر نمی کرد
دختری که به هیچ چیز نرسید.دختری که خیلی تنها شد.دختری که خیلی غصه خورد.دختری که حق پشیمان شدن نداشت.دختری که فقط می خواست زندگی کند.دختری که زن های فامیل می گفتند شاید یگر دختر نبود.دختری که باید مسولیت های زندگی را تنها تنها به دوش می کشید.دختری که بعد از فوت همسر باید دخترش را..نه نه..زنی که بعد از فوت همسر باید دخترش را با دست خالی ...زنی که بیماری تمام استخوان هایش را پوکانده بود.و باید توی محله،توی شهر،توی این موقعیت هم حتی نجیب می ماند.
دختری که هیچ کسی به او فکر نمی کرد.فکر نکرد.
دختری که مرد شد.
تمام/
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:0 توسط رها (آقای کیوسک)
|