ميدوني اوسا اون قديما هم عاشق شيشه شستن بودم، با ننه م خدا بيامرز هر روز ميرفتم حياط شلينگ و ميگرفتم و شروع ميكردم به شستن، بعدأ كه ننه م رفت سينه قبرستون ديگه حس و حال شيشه شستن نبود، بيخيالش شدم تا همين دو ماه پيش كه عيالوار شديم و خرج خونه افتاد رو دوشمون، كاش مث قديما اين شيلنگ و از بالا ميگرفتم و شما ميشستي ميومديم پايين، مث ننه م خدابيامرز !
اوسا، اوسا چرا هيچي نميگي؟ كم حرف بزن بچه جون اون فندكتو بده ببينم، بفرما اوسا، اوسا ميگم منم سيگاري نبودم، از وقتي ننه م مرد شروع كردم، اولاش تفريحي بود ولي بعد كم كم ديگه، اوسا راستي اين سريال 24 ديدي؟ تو فصل اولش اون بازيگره نقشه اوله كه اسمش جكِ يه جايي همه چيش گير ميكنه، گره ميخوره، به هر دري ميزنه يه ديوار تازه جلوش سبز ميشه، كسي باورش نميكنه، به كسي اعتماد نداره، افتاده توي يه هچلي كه پاي جون خودشو و عزيزاش درميونه، ديگه هيشكي بهش اعتماد نداره، همه اتفاقاي بد ميفته گردنش، تو همه چي مقصر ميشه و ...
اه چقدر حرف ميزني تو بچه، اوسا همين جاشو كار دارم به ارواح خاك ننه م، همينجا كه گير كرده و از همه طرف گره خورده، اين يارو جك ميگرده يه ادم مطمئن تو رفقاش و خانواده ش پيدا كنه، يكي كه باورش داشته باشه و جك هم بهش اعتماد كنه، ميدوني اوسا اينجا فكر كنم يه گيري داره فيلم، به نظرم اينجا كه گره خورده جك باس همه چي ول ميكرد ميرفت خونه شون، ميرفت خونه شون سراغ ننه ش، به جا اينكه اين همه بگرده تو رفقاش و سيستم امنيتيشون يه‌ ادم مطمئن پيدا كنه باس ميرفت سراغ ننه ش، ميشست يه چايي از دست ننه ش ميگرفت ميخورد و واسه ننه ش تعريف ميكرد، آخرشم ننه جك ميگفت غصه نخور جك همه چي درست ميشه !

تو حالا چرا انقدر حرف از ننه ت ميزني بچه جون، نميبيني وسط زمين و هوا گير كرديم؟ يعني تو اصلأ نترسيدي الان؟ نميگي تا كي قراره بالاي اين خراب شده گير كنيم؟ بذار رفتيم پايين باهم ميريم سر قبرش يه خيراتي ميديم، نه اوسا، آخه گرفتي خوابيدي نميبيني كه اين پير زن پشت شيشه اول نشسته بود رو مبل، بعد رفت چايي آورد نشست جلو تلويزيون سريال 24 رو ديدن، الانم وايساده اين جلو پشت شيشه، شكل ننه مه، هي داره ميخنده زير لب ميگه غصه نخور جك درست ميشه ...