عیادت کلمه ی خوبی نیست، منظور را نمیرساند، کمی لوس است، اصلأ برای حال بیمار هم ثمری ندارد، آدم با کلی امید و آرزو بیمار میشود که یک نفر، فقط یک نفر آنکه باید، بیاید عیادت و شاید همان یک نفر ماند و شد پرستار همیشه ی زندگی !  عیادت را دوست ندارم، قبلترش بیماری را هم ...

در طول یک هفته گذشته خبر بیماری و بستری دو تا از رفقای یک رب مانده ای حالمان را بد کرد، به رسم عیادت و احوال پرسی و اینکه بدانند به یادشان هستیم حتی اگر ... :)

بانو رها (آقای کیوسک)  و برادر عزیزم عباس (شبیه یک دوست)

خدا عافیت بهتون عطا کنه.