بعضی آلبوما هست وقتی لاشو ورق میزنی میبینی یه عکس دسته جمعی هست که لای یکی از صفحه ها گیر کرده، حتی چسب های پشتشم دیگه کار نمیکنه، شاید یه روزی یکی خواسته اینو بکنه و بندازه دور وسط کار پشیمون شده و همین جور پشیمون رفته یه گوشه کز کرده و واسه خودش مرده !

شایدم وسط این عکسه یکی باشه که نیم رخ واستاده، یا نگاش به یه طرف دیگه ست، این آدما که نصفه نیمه تو عکس میفتن نصف راه زندگی و رفتن، الان دنبال نصفه آخرشن، آدمای نصفه کم کم رخ بر میگردونن از زندگی، از دوربین، یعنی شاید نگاه کرده و دیده ارزش دیدن نداره و رخشو برگردونده و دنبال یه چیز با ارزش گشته واسه دیدن.

شایدم ایندفعه اگه آلبوم و برداری ورق بزنی، میبینی همه پشت به دوربین کردن و رفتن دنبال زندگیشون، این دنیا ارزش موندن نداره ...