همیشه پای یک زن در میان است...
-حالا چه اتفاقی می افته ابر سفید...؟حالا که استاد بزرگ به دنیای زیرین(دنیای مردگان)رفتن چه کسی باید ادامه ی تاریخ جهان رو طبق پیشگویی ها برای آیندگان ثبت کنه...؟
-گوش کن عقاب کوهستان...این وظیفه ی تو خواهد بود.از حالا به این تو هستی که باید تمام عمرت رو صرف ثبت وقایع تاریخ جهان از ۱۵۰۰سال آینده به بعد کنی.درست مثل استاد بزرگ...بهت تبریک میگم عقاب کوهستان...مایاها همیشه به تو افتخار خواهند کرد جوان...و مردمانی که در آینده پا به زمین خواهند گ...
-میبخشید ابر سفید...ولی من نمیتونم این کار رو انجام بدم...
-چی...؟چرا فکر میکنی که تواناییش رو نداری ٫تو تنها بازمانده ی شاگردان استاد هستی٫من مطمئنم تو موفق میشی عقاب کوهستان...
-ابر سفید من مدتهاست که به جوجه تیغی صورتی ٬دختر رئیس قبیله علاقه دارم...و به تازگی موفق شدم موافقتشون رو جلب کنم٬دیروز بعد از مراسم مقدس ٬هنگام غروب خورشید جوجه تیغی صورتی ازم خواست که تمام عمرمون رو به سفر بپردازیم...هنگام غروب بود ابر سفید٬میفهمی...؟
-ولی تو تنها کسی هستی که میتونی این کارو بکنی...!به مردمی فکر کن که ۱۵۰۰سال بعد بدون تقویم چه حالی خوهند داشت...
-متاسفم ابر سفید...جوجوم داره صدام میکنه...ما باید بریم...