زمستان
زیر نگاه حریص صبحگاهی آفتاب
و پاییزی که آویزان بید های مجنون است
زمستان
شب ها
هنگامه ی خواب پرستو ها
روی بام لک لک ها
زیر کرسیِ فیروزه ای خانه ی مادر بزرگ
توی های دست های ترک خورده ی کودک خیابان
زیر باران چهار راه های گُلی و گِلی
و آتش کده ی خانه های عنکبوتی
آرام آرام می آید...
از سوراخ سقف خانه همسایه می آید
از وصله ی کفش کودک خیابان می آید
می آید
آرام می آید...
اما می آید!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 0:45 توسط سعیده (شهر شلوغ پلوغ)
|