زیر نگاه حریص صبحگاهی آفتاب

و پاییزی که آویزان بید های مجنون است

زمستان

شب ها 

هنگامه ی خواب پرستو ها

روی بام لک لک ها

زیر کرسیِ فیروزه ای خانه ی مادر بزرگ

توی های دست های ترک خورده ی کودک خیابان 

زیر باران چهار راه های گُلی و گِلی

و آتش کده ی خانه های عنکبوتی

آرام آرام می آید...

از سوراخ سقف خانه همسایه می آید

از وصله ی کفش کودک خیابان می آید

می آید

آرام می آید...

اما می آید!